نوشتار کامل CD؛ حزن ( مهندس دژاکام )

ما اگر بخواهیم در زندگی روی آرامش و آسایش و صلح بگیریم باید حتما به یک دانایی برسیم یعنی به مرحله ی تشخیص رسیده باشیم.
انسان ها اگر اشتباه می کنند و مرتکب خطایی می شود بر مبنای اطلاعات و آگاهیشان است و یا مطالب را درست درک نمی کنند،البته اینجا یک مقداری منیت و منافع و خودخواهی طلبی هم قدر مسلم در آن صحیح است اما به غیر از این، آن اطلاعات و دانش که به انسان ها می رسد نیز در سرنوشت ان ها خیلی نقش بسیار مهمی بازی می کند.
درست است که راه و بیراهه مشخص است اما گاهی اوقات اینگونه نیست و تشخیص راه گاهی مشکل است و ما دوست و دشمن را در بعضی اوقات تشخیص نمی دهیم و معمولا در موارد بسیار زیادی دچار اشتباه می شویم.
اشتباهات ابتدا خیلی نرم و آرام شروع می شود، حتی خطرناک ترین کار ها گاهی از یک کار بسیار ساده و پیش پا افتاده شروع می گردد، همین مسئله ی اعتیاد از یک بار مصرف تفریحی و کنجکاوانه شروع می شود و از جایی که انسان باورش نمی شود، ذره ذره به دام مشکلات اعتیاد کشیده می شود.
یکی از اشتباهاتی که ما انسان ها مرتکب می شویم این است که " راه " را با " مقصد " یا " وسیله " را با " هدف " اشتباه میگیریم.
وقتی یک انگشت اشاره یک آدرس یا چیزی را نشان می دهد هدف، آن انگشت نشانه نیست، هدف راه است و ما گاهی راه را رها کرده و به انگشت اشاره می چسبیم.
کنگره 60 برای ما یک وسیله یا یک انگشت اشاره یا یک ابزار است و راه درمان را نشان می دهد، پس هدف ما کنگره 60 نیست بلکه درمان اعتیاد است و اگر مقدس است به جهت این است که به انسان ها کمک می کند تا از ظلمت به طرف نور بروند و حرمت دارد.
وقتی شما درمانتان در کنگره تمام شد و به سلامتی رسیدید حال باید کنگره ی 60 یا زندگی را انتخاب کنید و بدون تردید انتخاب شما باید زندگی باشد. در کنگره 60 ما میاییم تا آموزش بگیریم و به رهایی و درمان برسیم و البته باید در کنگره به راهنما ها، مرزبان ها، ایجنت و قوانین آن احترام بگذاریم و بایستی در تمام سطوح زندگی این قضیه نقش داشته باشد.
از زمانی که پیامبران مانند ابراهیم، نوح، مسیح و رسول خدا بودند همه یک راه بود و آن این که گفتند دزدی، دروغ، مردم آزاری، غیبت و ... بد است و همه یک راه را به انسانها ها نشان دادند و هر چه زمان گذشت راه ها قوی تر شد، حال بین بعضی انسان ها در راه ها دعوا می باشد و حتی بین گروه ها و NGO ها هم دعواست همه با تعصب شدید می خواهند از خود دفاع کنند.
اما اصولا ما باید ببینیم بعضی چیز ها " راه " هست یا نیست ! بعضی ها راه است و بعضی ها بن بست.
هر راهی یک هدفی دارد و درمان بیماری هم یک هدفی دارد، رسیدن به یک نقطه هدف درمان کامل است.همه ادیان الهی می خواهند به مقصد نیکی، درستی، صلح و بهشت موعود و در نهایت به خداوند برسند.
انسان ها در 3 شرایط می توانند به حیات خود ادامه می دهند:
1 – بیدارند ( زنده اند )
2 – در خوابند ( قطعا در خواب بودن یک نوع حیات است )
3 – مرگ
انسان بیدار است و خواب است را همه قبول دارند اما بعضی ها معتقدند انسان فقط بیدار است و انسان در خواب، حیاتی ندارند و اگر خوابی می بیند نتیجه تفکرات اوست این ها مرگ را نیز قبول ندارند.
افراد به سه گروه تقسیم می شوند:
1 – سیستم کلاسیک:یعنی درب های آسمان باز است و انسان می تواند اطلاعات را از آسمان گرفته و به زمین بدهد و این اطلاعات در تبادل است، این سیستم هم خواب و بیداری و هم مرگ را قبول دارد.
2 – سیستم مدرن:که بر اساس علم است و مزایای بسیار زیادی دارد و البته دارای یک مشکلاتی هم می باشد.
3 – پست مدرن:انسانها متغیرند وهرانسانی یک گونه است وهر کسی را یک سیرتی بنهاد هاند ودر ان هزاران مدل مثل خود کشی، اعتیاد،همجنس گرایی و....در میاید.
در این سه گروه، هر سه می توانند درست باشند اما یکسری آمده اند از زوایای مختلف به آن نگاه کردند.
حال آیا در کلاسیک ها کار تمام است، البته، مهم است اما داخل این ها که درب های آسمان باز است و انسان اطلاعات را می گیرد و به زمین می دهد،هزاران شیاد هم داریم که می گویند انسان ما هستیم و هزاران مسئله از شکم ان در می آید و ممکن است هزاران غلط هم در آن باشد.
در مدرن هم همینگونه به بهانه ی علم هزاران سخن و استدلال آورده می شود اما علمی نیست چون فقط دارای لباس علمی است و با علم هزاران کیلومتر فاصله دارد.مثلا هزاران راه برای درمان اعتیاد وجود دارد اما هیچکدام به نتیجه نرسیده اند مثل علم سم زدایی و این مسئله ضد علم بود چون یک مرتبه مواد مخدر بدن شخص را صفر می کردند و شخص به نابودی کشیده می شد.
پس انسان ها هر سه دسته هستند و ممکن است کسی کلاسیک و هم مدرن و هم پست مدرن باشد و اشکالی هم ندارد.
حال تعریف ما از علم چیست؟ ما از همه چیز تعریفی نداریم و بایستی از مطالب تعاریف کاملا روشنی داشته باشیم مثل کلمه " اعتیاد " یا کلمه " نفس " یا " روح " و ...
ما اگر در درمان بیماری اعتیاد و رساندن انسان ها به تعادل موفق هستیم علت این است که ما برای هر چیزی تعریفی ارائه دادیم مثلا مشکلات جسم چیست؟ تعریف انسان؟ نفس؟ حس ها؟ و...بنابراین ما باید تعریف هایمان را ارائه دهیم و دقیق مشخص کنیم.همه ممکن است یکسری مشکلاتی داشته باشند و از خیلی مسائل سوء استفاده شود یعنی همه درون " علم " شاید خزعبلاتی بنام علم به ما ارائه بدهند.
در ادامه شاگرد از استاد سوالاتی را می پرسد.
استاد می گوید شما در صحبت چیز دیگری می گویید اما آن ها با چیز دیگر یا با کلمه ای دیگر عوضی می گیرند و برداشت دیگر می کنند، مثلا من در یکی از نوشته هایم گفته بودم " خداوند معمار بزرگی است " و می گفتند مهندس "فرماسیونرگر" است، چون از لغت معمار بزرگ استفاده کرده، که لغت فرماسیون خودش داستانی دارد. در این صحبت ها از لغات ،عوضی برداشت می کردند.
در خانواده هم این مسئله خیلی اتفاق می افتد.
شاگرد:گاهی اوقات در " حزن " فرو می روم.
استاد:گفتی حزن، این از تنهایی است یا از کثرت مطالب؟ ( یعنی درگیری زیادی داری یا تنهایی؟ )
شاگرد:نمی دانم، وقتی حزن بخواهد بیاید، می آید و کاری به تنهایی یا کثرت ندارد؛البته منظورم از این حزن، غم و اندوه نیست، چیزی هست مثل " فراق " ، یعنی غصه ای ندارد اما در هر حال فراق است.
استاد:آری می دانم و خوب احساس کرده ام چون گاهی حزن انسان را به اعماق می برد برای کشف، برای جستجو و برای بیداری.
شادی ها زود گذرند و لحظه ای هستند، ما در شادی نمی توانیم دائما بمانیم اما حزن و اندوه اینگونه نیست.
وقتی انسان در حزن فرو می رود به اعماق می رود تا چیزی را پیدا کند و برای همین، بزرگان گاهی تنها بودند.
غم بزرگ انسان را به دو مسیر هدایت می کند:
یا به بالاترین نقطه الهی
یا به پایین ترین نقطه ی الهی
خیلی انسان ها از اندوه و حزن به بهترین و بالاترین نقطه رسیده و بعضی ها به بدترین نقطه رسیده اند مثلا ما درگیر اعتیاد شدیم و این چیز خوبی نیست، باید کاری کنیم که دیگران درگیر اعتیاد نشوند؛ اما بعضی دیگر می گویند ما درگیر اعتیاد شدیم پس باید همه معتاد شوند یا بعضی ها وقتی فشاری مثل گرسنگی می کشند، می گویند باید همه گرسنگی بکشند اما بعضی ها وقتی گرسنگی می کشند می گویند گرسنگی خوب نیست و باید کاری کنیم که کسی دیگر گرسنگی نکشند.
زندگی یک شوخی نیست اما خیلی هم جدی نگیرید، زندگی یک آزمایش است، یک " مهد " است ( محل پرورش ) ، گرچه جدی است و پوست از سر انسان میکند.
علم تنوع بسیار زیادی دارد و یک دنیای بی پایان است، هرچیزی در هر نقطه ای تمام شود در نقطه ای دیگر آغاز می شود.
من آنچه شرط بلاغ است به تو می گویم
تو خواه از سخنم پند گیر یا ملال
در هر قضیه ای انحرافاتی هم وجود داشته باشد، اگر جنگلی به آتش کشیده شد چه کسی مقصر است؟ گلوله ی آتش یا جنگل یا فاعلی که جنگل را به آتش کشیده است.
ممکن از نام و دین خداوند سوء استفاده های زیادی بشود همانگونه که با سوء استفاده از دین خداوند بزرگترین جنایات بشری در حال انجام است اما وقتی من به خداوند اعتقاد دارم خیلی آرامش دارم.
بعضی اوقات کلمات و صحبت نمی تواند مطالب درون را به بیرون انتشار دهد که چیزی برداشت عوضی نشود.