در کتاب دو مبحث هست که محورش روی قضیه غریزه جنسی است یکی کنترل نقاط حساس و یکی زنباره عجوزه را جوان می‌بیند که در قالب کلماتی بسته و محترمانه صحبت شده است. خیلی‌ها به خاطر این غریزه به مواد مخدر پناه آوردند چون حالت دوپینگ کننده داشته و بعدش حالت نابودکننده داشته، در اول ممکن است کمک کند ولی به مرور این قوه از بین می‌رود. این جز مسائل اساسی در درمان اعتیاد است و نمی شه آن را نادیده گرفت بیش‌ترین تأثیر و مشکل  در درمان اعتیاد این مسئله است 90% از برگشت‌های ترک‌های متداول به خاطر این مسئله است ولی در روش تدریجی چون سیستم به مرور ساخته می‌شود و دیگر با این مقوله مشکل ندارند.

 

 

 

ما باید حد اعتدال را نگه‌داریم و اگر حد خارج شویم به مشکل بر می‌خوریم چون این نیرو برای ساختن قالب مورد نیاز است.

 

برای درمان اعتیاد ما سرعت نمی‌خواهیم بلکه بیشتر دقت مورد نیاز است و اگر لازم باشد سرعت بگیرید ما بهتون خواهیم گفت. همان طور که راهنما برنامه می‌دهد و هر چه فرمان می‌دهیم طبق آن پیش بروید. آیا شما فکر می‌کنید این مسئله فقط برای کشور شماست؟ که بعضی‌ها خودکشی می‌کنند؟  یا فقط فقرا به این درد مبتلا هستند؟ در گذشته قشر فقیر از روی نادانی اگر فرزندشان بیمار می‌شد مواد مخدر را به عنوان مسکن به ایشان می‌دادند. این مسئله در تمام کره زمین و بین تمام افراد چه باسواد و چه بی‌سواد پیر و جوان شیوع پیدا کرد. موضوع مهم در کنگره این است که فرد می‌خواهد رها بشود یا نه؟ آیا معنی حیات را درک کردند؟ آیا حاضرند برای خودشان ارزش قائل  شوند؟ آیا می‌خواهند قدمی بردارند؟ شما اگر می‌خواهید این راه را ادامه دهید باید اراده محکم و استواری داشته باشید و حتماً کسانی هستند که به شما کمک کنند. انسان‌های زیادی هستند که دوست دارند از زندگی  لذت ببرند و سالم و با افتخار زندگی کنند. رنگ ترسیم نقشه راه و برنامه‌ریزی است، مواد مخدر احساس لذت منفی است ولی راه‌های دیگری وجود دارد که باعث لذت مثبت و قوت انسان می‌شود.

دانایی زمانی اتفاق می‌افتد که ما یک مطلب را بدانیم و آن مطلب باعث شود زندگی ما تغییر کند اگر تغییر نکرد ما در مورد آن به دانایی نرسیده‌ایم. اگر من علم تمام فیلسوف هایی مثل مولانا، خرقانی و بسطامی و... را بدانم  ولی در زندگی‌ام تغییر ایجاد نشود این علم به چه درد می‌خورد؟ اصلاً من به دانایی نرسیده‌ام و مطالبی که یاد گرفتم ارزش ندارند.

کسی که از صبح پای بساط می‌نشیند نمی‌داند غریزه چیست؟ و هیچ احساسی ندارد. مواد مخدر دندان‌ها را از بین می‌برد و ما متوجه نمی‌شویم می‌خواهیم احساس داشته باشیم، وقتی مواد را تدریجی کم کنیم این نیروها بیدار می‌شوند و احساس پدیدار می‌شود و این بیداری‌ها به ما اعتمادبه‌نفس می‌دهد. مثل خرگوش که از خواب زمستانی بیدار می‌شود می‌فهمی که اطرافت چه خبر است و چه اشتباهاتی کرده‌ای و چه تخریب هایی ایجاد کرده‌ای میگویی با دست خودم، خودم را نابود کرده‌ام.

حالا که نیروهای نهفته بیدار شدند باید از آن‌ها بهره بالا برد و برای ساختن قالب استفاده کرد. هندی‌ها معتقدند برای پیوند روح و جسم هفت نقطه وجود دارد، این هفت نقطه چاکراه هستند و وظیفه دارند که هر کدام قسمتی از نیروهای بدن را تأمین کنند.

یک چاکراه مخصوص قلب است یک چاکراه مخصوص مغزاست، تعادل بدن و انرژی آن از این چاکراه هاست که اگر منظم باشند افراد سلامت و سر حال هستند و اگر اختلال ایجاد شود انسان دچار    مشکل می‌شود. این چاکراه ها با دستگاه‌های مدرن قابل رویت هستند و می‌شود دید که کدام درست است و کدام خراب است. هاله انسان  هم دیده می‌شود که چه رنگی است و چه وضعیتی دارد.

پایین‌ترین چاکراه تحتانی و بالاترین چاکراه سر است. بیش‌ترین انرژی در چاکراه تحتانی است ولی انرژی، انرژی حیوانی است و قوه جنسی در آنجاست و قدرتمندترین چاکراه است. سه تا مسیر وجود دارد، یکی انرژی از پایین به بالا یکی از بالا به پایین می‌برد. ما در سیستم خلقت خودمان باید بتوانیم انرژی چاکراه تحتانی را با تزکیه خالص کنیم و به چاکراه های بالا برسانیم. با چاکراه های بالا می‌شود با ماوراء ارتباط برقرار کرد و این کار نیاز به انرژی دارد؛ و این انرژی باید از چاکراه تحتانی گرفته شود  که اگر چاکراه تحتانی انرژی را صرف قوه حیوانی یا جنسی خودش کند دیگر انرژی برای قسمت‌های دیگر باقی نمی‌ماند.

اگر بخواهیم جلوی این غریزه حیوانی را بگیریم باید انرژی زیادی صرف کنیم و از جاهای دیگر انرژی بگیریم تا جلوی آن را بگیریم و مهارش کنیم. پس باید تعادل را در نظر بگیریم نه مثل آهن سرد نه مثل مواد مذاب لخته شویم. این را هر کسی باید خودش تشخیص دهد استفاده از مواد مخدر مثل یک ماه رو است که در باغ زیبایی ساکن است و کسی برای دیدن او به آن باغ می رود و هر چه بیشتر آنجا می‌ماند آن ماه رو عجوزه می‌شود، یعنی مواد مخدر برای همه مصرف‌کنندگان جذابیت بسیاری دارد و به مرور زمان تبدیل به دخمه می‌شود و مال و قیافه و شخصیت و آبرو را از بین می‌برد.

بعضی از مصرف‌کنندگان صحبتشان این است که از فردا ترک می‌کنم بعد چند روز چنان مصرف می‌کنند که سیر شوند به خیال خودشان برای رهایی از تریاک به الکل و هروئین و... روی می‌آورند؛ و از چاله به چاه می‌افتند. اگر انسان زنباره باشد از جوان شروع می‌کند و به عجوزه می‌رسد و عجوزه را هم جوان می‌بیند، یعنی در اندیشه خودش پست‌ترین چیزها را زیبا می‌بیند رشوه می‌گیرد و خوشحال است که کارش را به نحو احسنت انجام داده است و قدرت تشخیص ندارد چون در مرحله نفس اماره است. کنگره راه صحیح را به ما نشان داده است روش‌های درمان اعتیاد شاید بی‌نهایت باشد ولی همه باید از یک قانون پیروی کنند که همان بیوشیمی بدن است و ترمیم مخدرهای طبیعی بدن است درمان اعتیاد مانند یک مثلث است که باید سه ضلع داشته باشد یعنی باید از یک قانون تابعیت کند تا درمان شود وگرنه متادون درمانی و آب درمانی که با سیستم بیوشیمی کار ندارند درمان نیستند. پس درمانی که بازسازی کند روش درست است.