شناخت نیروهای درون
شناخت نیروهای درون
.
برای رهایی از اعتیاد دوسفر لازم است یکی تا قطع مواد و دیگری رسیدن به خود، کسانی که بعد از قطع مواد دیگر به کنگره نمی آیند اشتباه بزرگی مرتکب میشوند.
وقتی پیمان الست شکل گرفت و انسان مسیر خود را آغاز کرد، نیروی بازدارنده هم کار خود را آغاز کرد.
یکی از مهمترین ابزارهای نیروی بازدارنده از روز آغاز خمر بوده، هست و خواهد بود و از آن روز تا زمانی که مهندس دژاکام راه درمان را پیدا کرد، کلید قفل اعتیاد پیدا نبود به همین جهت گفته میشود بنیان ،چون اصل و حقیقی است و روی تک تک واژه ها و عملکردها فکر شده.
همانطوری که برای فرو رفتن یک دلیل داشتیم ، برای بیرون آمدن هم باید دلیل داشته باشیم.
رفتن به عمق ناپیدا بود ولی برای بیرون آمدن باید پیدا باشد. شما میتوانید بدون طناب از چاه به پایین بپرید، ولی نمیتوانید بالا بروید.
چند اصل در کنگره وجود دارد که در سی دی بیان هم گفته شده ؛ رهجویی که اول جلسه حضور نداشته باشد ،به درمان میرسد ولی هیچ ارزشی ندارد.
زمانی که از بعضی بچه ها میپرسم چرا دیر میآیید ،شروع میکنند به توجیه کردن؛ یک روز ترافیک ، یکروز پنچری ،یکروز خرابی ،یکروز سر کار وغیره...
به این انسان ها اول گفته میشود یعنی انسانی که از هر چیز دو تا میبیند . در این داستان به این صورت نقد شده که استاد به شاگرد میگوید ، شیشه روغن را بیاور، شاگرد میگوید کدام یکی؟
استاد میگوید یک دانه است ، شاگرد میگوید نه دو عدد است . در اینجا هم استاد میگوید رهایی اولویت اول است ،شاگرد میگوید نه دوتا است آن هم کار و خانه و زن و فرزند و هزار و یک مسئله دیگر است.
استاد میگوید شیشه را بیاور . میگوید دوتا است ، استاد میگوید خوب یکی را بشکن ،شاگرد وقتی میشکند میبیند آن هم که بوده دیگر نیست ،
بشکن یعنی زمانی که به شاگرد میگوید خیلی خوب برو به کارهایت برس ببین حالت خوب میشود یا به درمان می رسید؟
نتیجه آن میشود که انسان از خشم و تعصب دچار احوالی میگردد و پیداست که چشم دل هم مانند چشم سر دچار احوال میگردد یعنی همانطور که دوتا میبیند؛درمان با کار، درمان با خانه، درمان با تعهداتش، .....چشم دل هم دوتا میبیند یعنی دیگران به او محبت میکنند و آن،جور دیگری میبیند.
گفته شده برای رهایی از اعتیاد دو سفر الزامی است یکی تا قطع مواد و دیگری تا رسیدن به خود، کسانی که بعداز قطع مواد دیگر به کنگره نمی آیند اشتباه بزرگی مرتکب میشوند به این دلیل که در سفر دوم باید یک بنای محکم در درون بسازی که قطع مواد را تضمین کند .
سفر دومی هایی که با افراد مصرف کننده رفت و آمد دارند، با هر بار در کنار آنها بودن ، یک زلزله در بنای آنها به وجود می آید ولی چون تازه رها شده اند و گرم هستند متوجه نمیشوند و به کنگره هم نمی آیند و بعد از تکرار، روزی میرسد که با کوچکترین لرزش بنا فرو می ریزد.
.
برای رهایی از اعتیاد دوسفر لازم است یکی تا قطع مواد و دیگری رسیدن به خود، کسانی که بعد از قطع مواد دیگر به کنگره نمی آیند اشتباه بزرگی مرتکب میشوند.
وقتی پیمان الست شکل گرفت و انسان مسیر خود را آغاز کرد، نیروی بازدارنده هم کار خود را آغاز کرد.
یکی از مهمترین ابزارهای نیروی بازدارنده از روز آغاز خمر بوده، هست و خواهد بود و از آن روز تا زمانی که مهندس دژاکام راه درمان را پیدا کرد، کلید قفل اعتیاد پیدا نبود به همین جهت گفته میشود بنیان ،چون اصل و حقیقی است و روی تک تک واژه ها و عملکردها فکر شده.
همانطوری که برای فرو رفتن یک دلیل داشتیم ، برای بیرون آمدن هم باید دلیل داشته باشیم.
رفتن به عمق ناپیدا بود ولی برای بیرون آمدن باید پیدا باشد. شما میتوانید بدون طناب از چاه به پایین بپرید، ولی نمیتوانید بالا بروید.
چند اصل در کنگره وجود دارد که در سی دی بیان هم گفته شده ؛ رهجویی که اول جلسه حضور نداشته باشد ،به درمان میرسد ولی هیچ ارزشی ندارد.
زمانی که از بعضی بچه ها میپرسم چرا دیر میآیید ،شروع میکنند به توجیه کردن؛ یک روز ترافیک ، یکروز پنچری ،یکروز خرابی ،یکروز سر کار وغیره...
به این انسان ها اول گفته میشود یعنی انسانی که از هر چیز دو تا میبیند . در این داستان به این صورت نقد شده که استاد به شاگرد میگوید ، شیشه روغن را بیاور، شاگرد میگوید کدام یکی؟
استاد میگوید یک دانه است ، شاگرد میگوید نه دو عدد است . در اینجا هم استاد میگوید رهایی اولویت اول است ،شاگرد میگوید نه دوتا است آن هم کار و خانه و زن و فرزند و هزار و یک مسئله دیگر است.
استاد میگوید شیشه را بیاور . میگوید دوتا است ، استاد میگوید خوب یکی را بشکن ،شاگرد وقتی میشکند میبیند آن هم که بوده دیگر نیست ،
بشکن یعنی زمانی که به شاگرد میگوید خیلی خوب برو به کارهایت برس ببین حالت خوب میشود یا به درمان می رسید؟
نتیجه آن میشود که انسان از خشم و تعصب دچار احوالی میگردد و پیداست که چشم دل هم مانند چشم سر دچار احوال میگردد یعنی همانطور که دوتا میبیند؛درمان با کار، درمان با خانه، درمان با تعهداتش، .....چشم دل هم دوتا میبیند یعنی دیگران به او محبت میکنند و آن،جور دیگری میبیند.
گفته شده برای رهایی از اعتیاد دو سفر الزامی است یکی تا قطع مواد و دیگری تا رسیدن به خود، کسانی که بعداز قطع مواد دیگر به کنگره نمی آیند اشتباه بزرگی مرتکب میشوند به این دلیل که در سفر دوم باید یک بنای محکم در درون بسازی که قطع مواد را تضمین کند .
سفر دومی هایی که با افراد مصرف کننده رفت و آمد دارند، با هر بار در کنار آنها بودن ، یک زلزله در بنای آنها به وجود می آید ولی چون تازه رها شده اند و گرم هستند متوجه نمیشوند و به کنگره هم نمی آیند و بعد از تکرار، روزی میرسد که با کوچکترین لرزش بنا فرو می ریزد.
نوشته دیدبان محترم جناب آقای حکیمی
تایپ: مسافر حبیب عسگری
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۵ ساعت 22:21 توسط مسافر اصغر رفیع
|