مقاله نویسی
به نام نگارنده زیباییها
همه ما زمانی که میخواهیم تغییری در زندگی خود ایجاد کنیم چه مثبت و چه منفی باید ساختاری جدید ایجاد کنیم و ازآنجاییکه ما در کنگره در حال حرکت از ضد ارزشها بهطرف ارزشها هستیم پس ساختاری که ایجاد میکنیم هم باید ساختاری مثبت باشد مثلاً در ساختار جدید ما باید جایی برای مصرف مواد مخدر،دروغ،غیبت و ... نباشد.

در وادی اول گفته میشود با تفکر ساختارها آغاز میشوند یعنی برای ایجاد هر ساختاری در جهان مادی و فیزیکی ابتدا باید آن ساختار را در تفکر و جهان ذهنی خود ایجاد کنیم تا در وادی پنجم این ساختار ذهنی را تبدیل به ساختاری فیزیکی نماییم.
در کنگره برای ایجاد این ساختار ذهنی مصالح زیادی در اختیار ما گذاشته میشود مانند:جلسات آموزشی،لژیونها،سیدیها،سایت کنگره و... و ما در ذهنمان باید این مصالح را تبدیل به ساختاری ذهنی کنیم اما مشکل بزرگی که بر سر راه ما مسافران و همسفران وجود دارد این است که بهواسطه اعتیاد و تخریبها و ترکشهای آن اغلب ذهنی آشفته داریم و نمیتوانیم مطالبی را که فراگرفتهایم کنار هم بچینیم تا ساختار موردنظرمان ایجاد شود.
برای روشن شدن موضوع مثالی میزنم؛در نظر بگیرید در یک زمین خالی میخواهیم ساختمانی بسازیم ابتدا میآییم مصالحی مثل سیمان،آجر،تیرآهن و...را خریداری کرده و در زمینمان میریزیم ولی پرواضح است که تا زمانی که وضع به همین منوال باشد ساختمان و ساختاری ایجاد نخواهد شد مگر اینکه این مصالح را در هم بیامیزیم تا ساختمان موردنظرمان ایجاد شود.
در ذهن هم این موضوع صادق است ما میآییم بهترین آموزشها را میگیریم ولی این آموزشها را جداجدا در ذهنمان دپو میکنیم درنتیجه به هدف موردنظر نخواهیم رسید بلکه نیازمند این هستیم که این آموزشها را در هم آمیخته تا ساختار موردنظرمان ایجاد شود.
برای این کار چند ابزار در اختیار ما قرار دارد مانند مشارکت کردن،صحبت کردن در جمع و.... یک ابزار بسیار مهم و کاربردی دیگر برای نیل به این هدف هم مقالهنویسی است درواقع مقالهنویسی به آشفتگی ذهنی ما پایان میدهد و آموزشهای ما را تبدیل به ساختار ذهنی مثبت موردنظرمان میکند.
حالا چند سؤال دز مورد مقالهنویسی مطرح میشود نخست اینکه مخاطب مقاله ما کیست؟
در پاسخ باید بگوییم مخاطب مقاله ما شخصی مانند خود ماست مثلاً منی که در کنگره بهعنوان یک همسفر قرار دارم مقالهام در مورد اعتیاد مسافرم و خاطرات تلخ دوران اعتیاد او،راههای بیفایدهای که طی کردیم و درنهایت راه کنگره که در آن به آرامش رسیدهایم باید باشد تا مسیر را به شخصی مانند خودم نشان دهم.
پرسش دوم این است که موضوع مقاله ما چه باید باشد؟
همانطور که گفته شد ما در مقالهنویسی به دنبال ایجاد ساختاری ذهنی در جهت رفع نیازهایمان با استفاده از آموزشهایی که گرفتهایم هستیم پس موضوع مقاله ما باید همان چیزی باشد که به دنبالش هستیم مثلاً ما اگر انسانی ترسو هستیم در آموزشها به دنبال آموختن ساختار شجاعت میگردیم و زمانی که آموزش لازم را گرفتیم باید با نوشتن مقالهای در باب ساختار ترس و تبدیل َآن به ساختار شجاعت همین ساختار را در ذهن خود ایجاد کنیم.
سؤال آخر این است که شکل مقاله ما چگونه باید باشد؟
.در جواب باید گفت در ابتدای کار بههیچوجه نباید از خودمان انتظار یک مقاله حرفهای داشته باشیم بلکه مقالهنویسی یک سری اصول دارد که ما در ابتدا این اصول را نمی شناسیم ولی بهتدریج فرد با کسب تجربه اصول و قواعد آن را یاد میگیرد اما در نوشتن مقاله بد نیست به موضوعاتی چون؛ طرح مسئله،بیان راهکارها و نتیجهگیری توجه کنیم.
در پایان باید بدانیم مقالهنویسی کار چندان سختی نیست فقط باید از یک جا شروع کرد و این را دانست که مخاطب اصلی مقالهمان خودمان هستیم پس اگر بتوانیم با نوشتن مقاله گرهای از کار خودمان بازکنیم به هدفمان دستیافتهایم.
با احترام
همسفر میلاد عیدی
لژیون آقای محمدرضا میرزایی